مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

700

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

عرفى ، تعارض ميان آن دو را از بين مىبرد . مواردى كه در آن جمع عرفى صورت مىگيرد عبارت است از : 1 . جايى كه يكى از دو دليل ، نص و ديگرى ظاهر مىباشد ؛ براى مثال ، مثلا يكى خاص يا مقيد و ديگرى عام يا مطلق مىباشد ؛ در اينجا جمع بين آن دو به اين است كه به خاص يا مقيد عمل شود ؛ 2 . جايى كه يكى از دو دليل ، ظاهر و ديگرى اظهر مىباشد ؛ در اينجا دومى بر اولى مقدم مىگردد ؛ 3 . جايى كه يكى از دو دليل ، حاكم و ديگرى محكوم يا يكى وارد و ديگرى مورود مىباشد ؛ در اينجا حاكم و وارد بر محكوم و مورود مقدم مىگردد ؛ 4 . جايى كه هر دو دليل از نظر ظهور مساوى مىباشند ، اما از نظر عرف ، هريك از دو دليل نشان‌دهنده تصرف در دليل ديگر مىباشد ؛ در اينجا جمع بين آن دو به اين است كه در هر دو دليل تصرف گردد . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص ( 175 - 174 ) . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 193 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 211 . مجراى قاعده تخيير ر . ك : مجراى تخيير مجعول امر غير ذاتى براى يك شىء ، و مشروط به جعل در صحت حمل مجعول ، يعنى جعل شده ، و در اصطلاح ، عبارت است از هر آنچه كه ذاتى شىء نبوده و حمل آن بر شىء ، به جعل جاعل احتياج دارد ، مانند : جعل حجيت و طريقيت از سوى شارع مقدس براى امارات معتبر ( از طريق تتميم كشف ) ؛ به اين معنا كه شارع ، طريقيت به واقع و حجيت را تعبدا براى آنها قرار داده است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 27 - 26 ) . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 318 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 31 . مجعول استقلالى مجعول مورد توجه جاعل به‌طور مستقيم مجعول استقلالى ، كه مقابل مجعول تبعى مىباشد ، مجعولى است كه مورد توجه مستقيم قرار دارد ؛ يعنى جاعل آن را در نظر گرفته و به خصوصيات و مصالح مترتب برآن توجه نموده و سپس آن را جعل كرده است ، مانند : وجوب نمازهاى يوميّه و روزه ماه مبارك رمضان كه شارع به‌طور مستقل و مستقيم آنها را در نظر داشته و با توجّه به وجود مصلحت در خود آنها ، حكم وجوب را براى آنها جعل نموده است . نكته : بنا به نظر برخى از اصولىها احكام وضعى ، مجعول استقلالى ، و به نظر برخى ديگر مجعول تبعى و انتزاعى مىباشد . و ديدگاه گروه سوم آن است كه برخى از احكام وضعى ، مجعول استقلالى و برخى مجعول تبعى مىباشد . « 1 » نيز ر . ك : احكام استقلالى ؛ وجوب استقلالى . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 1 ، ص 37 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 601 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 15 ، ص 26 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص ( 317 - 316 ) . مجعول انتزاعى ر . ك : مجعول تبعى مجعول بالذات ر . ك : مجعول حقيقى مجعول بالعرض ر . ك : مجعول مجازى مجعول تبعى شىء جعل شده به تبع مجعول ديگر مجعول تبعى ، مجعولى است كه جعل ، به‌طور مستقيم به آن تعلق نگرفته ، بلكه به تبع مجعول ديگرى جعل شده است ، مانند : شرط بودن وضو براى نماز و يا جزء بودن سوره براى آن . و اين بنا بر مبنايى است كه جعل همه احكام وضعى را به تبع حكم تكليفى مىداند ، و نيز طبق نظر كسانى مانند « شهيد صدر » است كه برخى از احكام وضعى را مجعول تبعى مىدانند . « 1 * » نيز ر . ك : واجب تبعى ؛ جعل تبعى . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 1 ، ص 36 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 601 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 15 ، ص ( 260 - 258 ) . مجعول تشريعى ر . ك : مجعول شرعى مجعول حقيقى شىء مورد تعلق جعل به صورت حقيقى مجعول حقيقى ، مقابل مجعول مجازى بوده و عبارت است از مجعولى كه مورد نظر مولا و مطلوب او است ؛ بنابراين ، جعل به طور مستقيم به آن تعلق گرفته است ، مثل : جعل وجود اشيا ، در مقابل جعل ماهيت آنها ، زيرا آنچه در عالم خارج ، اصيل شمرده مىشود ( بنا بر اصالت وجود ) وجود اشيا است و به ماهيت ، جعل حقيقى تعلق نگرفته است ، بلكه از حد وجود

--> ( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 12 . ( 1 * ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 12 .